یک مدت مدیدی است، زدهام به در ِ بیخیالی! دو سه دبه شراب انداختهام و روی تخم چشمهایم نگاهشان داشتهام. زندگیم شده سیفون کردن و شیشه گرفتن. شرابها، گلبهی، نارنجی و قرمز آتشین شدهاند و من هر شب با یکی مست میکنم. این وقتها دنیا کن فیکون بشود به فلان نداشتهام نیست!
خانهمان میآیند و میروند. تراکت پخش میکنند، جزوه آموزشی مینویسند و ساعتها وِر میزنند سر فرق سندیکا و شورا. من این میان ظرفها را به هم کوبم. قابلمهها را هم میزنم و با شعله اجاق وَر میروم.
و وقتی حرف جنگ میشود، همه متفق القول ضد جنگاند. چپها باید همین باشند. من اما امیدی به زنده ماندن تا رستاخیز آن جنبش تودهای ندارم. مثل شاگردهایم که اسم خودشان را گذاشتهاند نسل جزغاله. خیل عظیمی از بیکاران محصل. که فکر فرارند. رفتن به هرجای دنیا که باشد، غیر آباد کردن کشوری که متعلق به آنهاست.
مردم این حوالی هم به رنگی دیگر. زهرای خدمه، آرایشگر محله و آدمهایی که در راه رفت و آمد همکلامشان میشوم، یعنی همه آنهایی که جایی برای رفتن ندارند، دلشان را خوش کردهاند به منجیای که بیاید. چه از آسمان، چه آن طرف دنیا. و ریشه از جور و ستم برکند.
9, 20 در 10:28 ق.ظ. |
من هم ضد جنگم ولی واقعاً شهامت جنگ طلبان غیر ملبس به لباس گشاد منور الفکری را میستایم . ضمناً بالاخره بالترین منو با لگد انداخت بیرون ، نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ؟
………………..
من دوتا دعوت نامه دارم. خواستی بفرستم.
9, 20 در 10:03 ق.ظ. |
سپاسگذارم دوست عزیز ، هر چند که بالاترین جولانگاه عوامل رژیمه ولی با این حال قهر کردن باهاش هم راحت نیست .
newdonquixote@gmail.com
…………………………
خوب به نظر من که فقط برای سرک کشیدن خوبه. گاهی میرم اونجا و با خوندن کامنتها دلم خنک میشه!
9, 20 در 7:19 ق.ظ. |
درسته داشتنش بهتر از نداشتنشه
نمیدونم مطلب یکی مونده به آخر وبلاگم رو خوندی یا نه ، ولی بارها برای مدیریت بالاترین نوشتم که این سایت اغلب زیر ساخت های یک شبکه اجتماعی رو داره ولی متأسفانه اعضاش نمیتونن با هم ارتباط برقرار کنن ،بدیهیه که در اونصورت میشد در مقابل عوامل رژیم که بصورت سیستماتیک وارد فضای سایبری شدن ، یه اتحادی ایجاد کرد ولی …
9, 20 در 7:58 ب.ظ. |
آره دنبالش می کردم. راستش برام زیاد جالب نبود. البته منظورم پست تو نیست، خود بالاترین و دعواها و دوستیهای کاربراشه. بالاترین برای من یک جاییه برای وقت گذرانی. حوصله دعوای مجاهد و سلطنت طلب و اصلاح طلب را ندارم
9, 20 در 6:16 ق.ظ.
دعوتنامه منو نفرستادی
9, 20 در 7:04 ب.ظ. |
فرستادم. راستی چرا اسمت دن کیشوته؟ نگو عجب سوال احمقانه ای!
9, 20 در 9:32 ق.ظ.
عنوان وبلاگم بود و بتدریج خودمم دون کیشوت شدم !در ابتدای تأسیس وبلاگ دون کیشوت سعی داشتم نسخۀ جدید دون کیشوت(newdonquixote ) و مهترش رو به تصویر بکشم و سخن معروف دکتر زرین کوب رو هم در توضیحات وبلاگ قرار دادم قریب به این مضمون که : » آنکه میکوشد آسیاب بادی را در وهم یک دیو مقهور سازد ، هرگز عصر پهلوانی قرون وسطی را به عالم واقع باز نمیگرداند ، بلکه تنها خود را نسخۀ جدیدی از یک دون کیشوت شوریده سر نشان میدهد » .البته دون کیشوتی که سروانتس خلق کرد ، هیچ وقت حاکمیت کشوری رو بدست نگرفت ولی شوربختانه دون کیشوت جدید ما با همراهی مهتر نابخردش، برای جنگ با آسیاب های بادی قشون تجهیز میکنند .
……………..
ممنون
9, 20 در 9:36 ق.ظ. |
ضمناً دعوتنامت بدستم نرسیده
9, 20 در 8:33 ب.ظ. |
ولی من فرستادم و یکی از دعوت نامه هام کم شده! به همون ایمیلی که در بالا نوشتی فرستادم.
9, 20 در 8:37 ق.ظ. |
در هر صورت سپاسگذارم
9, 20 در 12:05 ب.ظ. |
خوب این یعنی به دستت رسید یا نه؟
9, 20 در 10:44 ق.ظ. |
من تاحالا مشروب نخوردم راستش خیلی میترسم ولی دلم میخواد بزنم به کسخلی فشار روم خیلی زیاده لطفا اگه میتونی یه آموزش آسون برام بزار البته یه آموزشی که خونواده نفهمه بچه تارک الصلاة کافرشون داره چه گهی میخوره
9, 20 در 12:00 ب.ظ. |
والا با این شرایط که تو گفتی من فقط می تونم صبر ایوب از باریتعالی برایت مسئلت کنم. شراب انداختن دولا دولا نمیشه!
یک روزهایی من هم فکر می کردم آخر خطم. کارهای احمقانه ای کردم. اما با گذشت سالها متوجه شدم آخر خطی وجود نداره. دنیا ناتوتر از این حرفهاست