یک الدنگی همسایه ماست. کاه و یونجهاش که زیاد میشود شروع میکند به لگد پرانی به طاق طویله. زن بیچاره را چنان زیر مشت و لگد میگیرد که همسایهها پلیس خبر میکنند. پای چشم زن اغلب کبود است.
همین آقا چند وقت پیش سر جای پارک با یکی دیگر از همسایهها درگیر شد. طرف کم مانده بود خشتک از پایش درآورد. مردک اما موش شده بود و پشت سر همان زن ، پارس خوابیده میکرد!
حکایت ما هم همین است. هر ازگاهی یکی از این مشتها پای چشم مان مینشیند!
* بیچاره آن سربازهایی که قربانی این گل غضنفری شدند.
9, 20 در 10:10 ق.ظ. |
به نظرت چقدر مردک ( گروگان گیر)مقصره و چقدر زن بیچاره (گروگان)؟ این وسط آقای همسایه ( دژمن) چه نقشی داره ؟
9, 20 در 7:48 ب.ظ. |
خوب مرد همسایه دنبال منافع خودشه- جای پارک-
ولی بین زن و شوهر من نقصیر زن را بیشتر می بینم چون نتیجه سواری دادن همین است!
وضعیت امروز ما هم فقط برمی گردد به سکوتمان در برابر هرچه به سرمان می آورند
9, 20 در 6:10 ق.ظ.
like
9, 20 در 1:50 ب.ظ. |
صحیح است
اینا از پس چارتا طالبان لخت و پتی در نمیان اما …