مشتی فولادین پای چشم ملت

یک الدنگی همسایه ماست. کاه و یونجه‌اش که زیاد می‌شود شروع می‌کند به لگد پرانی به طاق طویله. زن بیچاره را چنان زیر مشت و لگد می‌گیرد که همسایه‌ها پلیس خبر می‌کنند. پای چشم زن اغلب کبود است.
همین آقا چند وقت پیش سر جای پارک با یکی دیگر از همسایه‌ها درگیر شد. طرف کم مانده بود خشتک از پایش درآورد. مردک اما موش شده بود و پشت سر همان زن ، پارس خوابیده می‌کرد!

حکایت ما هم همین است. هر ازگاهی یکی از این مشتها پای چشم مان می‌نشیند!

* بیچاره آن سربازهایی که قربانی این گل غضنفری شدند.

4 پاسخ به “مشتی فولادین پای چشم ملت”

  1. Don Quixote می‌گوید:

    به نظرت چقدر مردک ( گروگان گیر)مقصره و چقدر زن بیچاره (گروگان)؟ این وسط آقای همسایه ( دژمن) چه نقشی داره ؟

    • roza می‌گوید:

      خوب مرد همسایه دنبال منافع خودشه- جای پارک-
      ولی بین زن و شوهر من نقصیر زن را بیشتر می بینم چون نتیجه سواری دادن همین است!
      وضعیت امروز ما هم فقط برمی گردد به سکوتمان در برابر هرچه به سرمان می آورند

  2. mardmorde می‌گوید:

    صحیح است
    اینا از پس چارتا طالبان لخت و پتی در نمیان اما …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.