سال 84 خانه کارگر، اول ماه مه را در استادیوم 12 هزار نفری آزادی مراسم گرفته بود. سخنران هم هاشمی رفسنجانی. در اصل همه آن برنامهریزیها یک میتینگ تبلیغاتی بود برای سردار ویرانگی که منفورترین مهره حکومت در نزد کارگران است. اما جمعیت چنان اعتراض کردند که رفسنجانی نیامد و محجوب- نماینده قلابی- زیر مشت کارگران ساوجبلاغ مراسم را خاتمه داد. در آن آشفتگی کارگران از سالن بیرون آمدند و شعار دادند. بلندگوها دست فعالینی افتاده بود که فریاد میزدند: تشکل مستقل حق مسلم ماست.
و سال بعد نیز مراسم شیرودی برای خانه کارگر مصیبت شد. اتوبوس گذاشته بودند برای حمل و نقل کارگران، اما آنها ترجیح داده مسیر را راهپیمایی کنند و شعارهای خودشان را بدهند. تا جایی که نیروی انتظامی دخالت کرد و اجازه حضور بخشی از کارگران را در شیرودی نداد.
این تجربهها و سالهای پیش از آن- تجمع بهارستان، مجلس و میدان قزوین- فرصت دلبری نزد دولت را از خانه کارگر گرفت. خانه زرد نتواست اعتماد حکومت را در برگزاری یک مراسم پاستوریزه و در عین حال خوراکی مناسب جهت تبلیغات را کسب کند. در تمام این مراسمها از کارگرانی که به نامشان از سفره ج. ا کام میگرفت، تو دهنی محکمی خورد و در نتیجه فرصت برگزاری مراسم روزکارگر را در سالهای اخیر از دست داد.
اما به زودی- گویا یکشنبه این هفته- خانه کارگر قصد دارد یک تجمع اعتراضی در مخالفت با لایحه اصلاح قانون کار برگزار کند که نه کارگران را مطلع کرده است و نه مکاناش را! و قرار است صبح روز تجمع، محل آن را اعلام کند که احتمالا جلوی مجلس یا وزارت کار است. بیشک تظاهرتکنندگان را هم گلچین کرده است تا این تجمع دزدکی را به خیر و خوشی به سرانجام رساند.
پ.ن به لئون: فقط ناله ها را شنیده ای. دقت کنی صدای آن دسته از فعالینی را هم میشنوی که در دنیای واقعی کارگران- کارخانهها و محلههای کارگری- اطلاع رسانی میکنند و راهکار به دست کارگران میدهند.